|
دو شنبه 23 مرداد 1391برچسب:, :: 1:7 :: نويسنده : ✗ŞTėŁŁą & ΉдMèÐ✗
كاش بر ساحل رودی خاموش
عطر مرموز گياهی بودم
چو بر آنجا گذرت می افتاد
بسراپای تو لب می سودم
كاش چون نای شبان می خواندم
بنوای دل ديوانه تو
خفته بر هودج مواج نسيم
می گذشتم ز در خانه تو
عاشقت خواهم ماند بی انکه بدانی ... دوستت خواهم داشت بی انکه بگویم ... درد دل خواهم گفت بی هیچ کلامی ... گوش خواهم داد بی هیچ سخنی ... در اغوشت خواهم گریست بی انکه حس کنی ... در تو ذوب خواهم شد بی هیچ حرارتی ... ![]()
پنج شنبه 5 مرداد 1391برچسب:, :: 5:2 :: نويسنده : ✗ŞTėŁŁą & ΉдMèÐ✗
ای کاش همه به جایی برسیم که هر روز بگیم :
![]() تو مرا میفهمی
من تو را میخواهم و همین ساده ترین قصه یک انسان است تو مرا میخوانی من تو را ناب ترین شعر زمان میدانم و تو هم میدانی تا ابد در دل من میمانی ![]()
پنج شنبه 5 مرداد 1391برچسب:, :: 4:44 :: نويسنده : ✗ŞTėŁŁą & ΉдMèÐ✗
یادت باشه ... وقتی واسه کسی همه کس شدی ... اون کس بعد از تو خیلی بی کسه ... یا برای کسی همه کس نشو .... یا اگه شدی .. به فکر بی کسی هاش هم باش
معنای خوشبختی این است که در دنیا کسی هست که
بی اعتنا به نتیجه ، دوستت دارد .
![]()
سه شنبه 3 مرداد 1391برچسب:, :: 13:6 :: نويسنده : ✗ŞTėŁŁą & ΉдMèÐ✗
وقتی کسی را دوست دارید، حتی فکر کردن به او باعث شادی و آرامشتان میشود. ![]()
سه شنبه 3 مرداد 1391برچسب:, :: 12:49 :: نويسنده : ✗ŞTėŁŁą & ΉдMèÐ✗
قلبم برای تو..... اشکامو هدیه میکنم به جاده ی جداییمون،به التماس آخرم،دو واژه ه ی نرو،بمون. اشکامو هدیه میکنم به رفتنت بدون من،به تلخی این واقعه،حادثه ی جدا شدن. اشکامو هدیه میکنم به قاب عکس رو به روم،قطره به قطره میچکم تا بشکنه بغض تو گلوم. حس میکنم بی اختیار این همه عکس و یادگار حریف رفتنت نشن،میری به رسم روزگار... اشکامو هدیه میکنم به این ترانه،این صدا،به اینکه تو اول راه قصه رسید به انتها.میری،میری به رسم روزگار... ![]()
سه شنبه 3 مرداد 1391برچسب:, :: 12:43 :: نويسنده : ✗ŞTėŁŁą & ΉдMèÐ✗
در نگاهم فقط تو را ميبينم ...
![]()
دو شنبه 2 مرداد 1391برچسب:, :: 18:0 :: نويسنده : ✗ŞTėŁŁą & ΉдMèÐ✗
پایان یک رابطه ،فقط پایان یک رابطه نیست ![]()
دو شنبه 2 مرداد 1391برچسب:, :: 17:49 :: نويسنده : ✗ŞTėŁŁą & ΉдMèÐ✗
کاش در دهکده عشق فراوانی بود توی بازار صداقت کمی ارزانی بود کاش اگر گاه کمی لطف به هم میکردیم مختصر بود ولی ساده و پنهانی بود ...
![]()
دو شنبه 2 مرداد 1391برچسب:, :: 17:38 :: نويسنده : ✗ŞTėŁŁą & ΉдMèÐ✗
![]()
دو شنبه 2 مرداد 1391برچسب:, :: 17:34 :: نويسنده : ✗ŞTėŁŁą & ΉдMèÐ✗
کاش میدانستی بند بند وجودمــــ ـــ ـ .. ![]()
دو شنبه 2 مرداد 1391برچسب:, :: 17:28 :: نويسنده : ✗ŞTėŁŁą & ΉдMèÐ✗
من اگه خدا بودم... این روزها
![]()
دو شنبه 2 مرداد 1391برچسب:, :: 17:20 :: نويسنده : ✗ŞTėŁŁą & ΉдMèÐ✗
عشق تو از بس که خروش آوردیم دریای سپهر را به جوش آوردیم چون با تو خروش و جوش ما درنگرفت رفتیم و زبانهای خموش آوردیم
![]()
دو شنبه 2 مرداد 1391برچسب:, :: 17:14 :: نويسنده : ✗ŞTėŁŁą & ΉдMèÐ✗
پس بده عشقمو تا برم من واسه جدایی حاظرم که من تنها تو بی دردی چرا خون به دلم کردی؟ یه زندگی فدای تو شد فدای لحظه های تو شد بزار برم فراموشت کنم عزیزم دل من دیگه تورا لایق عشق نمیدونه دل من خسته شده نمیکشه نمیتونه توی خوابی تمومش کن بزار باشه چشمهای من از این راه پر از چاله دیگه بریده پای من
![]()
![]() |